[وبلاگ] شاید حرفی جا مانده باشد

در بهمن ماه سال گذشته ، نمایشگاهی از عکس های بانو فاطمه انتظار، با عنوان شاید حرفی جا مانده باشد، در مشهد  و در گالری آبان برگزار گردید، نمایشگاهی که طبق بیانیه عکاس برشهای منقطع و منفردی هستند از نگاهِ او به خانه و اشیای خانه ، و به نقل قول از خود ایشان: لحظه هایی از زمان ها و مکان هایی که احساس کرده ام حرفی در آن ها جامانده باشد.

شاید حرفی جا مانده باشد، عنوان دعوت کننده ایست که مخاطب را به اکتشاف فرا می خواند، در مواجهه با عکس ها، خلاء و سکوت مرموزی حس شدنیست: از یک سبدِ خالی بر روی یک دستمال پارچه ای رنگارنگ گرفته تا لطافت،کم رنگی و ظرافت لیوانهایی که در انتهای یک میز قرار گرفته اند و در ادامه کنتراستهای شدیدِ بافتی بر دیوار. با چنین پراکندگی تنالیته های رنگی، گویی عکاس در صدد نوعی هیپنوتیزم مخاطب بر می آید، ابتدا ما را به رویا فرو می برد و در لطافت غوطه ور می سازد (خالی روزها، مهمانی و زیر سقف و…)
در این میانه نوعی تحول و یا ابهام ازحالت و ماهیت اشیا را نیز به تصویر می کشد، مانند گازی که هنوز مورد استفاده قرار نگرفته (تمام این مدت)، کابینتی که هنوز برچسب روی آن کاملا کنده نشده ست (برچسب) ، فرم هایی از آثار لکه گیری بر دیوار(لکه)، در این عکس ها چیزی در حال تحول، نو شدن و تغییر ست و جریان و روح تازه ای درون کالبد زندگی رسوخ می کند. در کنار این تحول کمی شیطنت عکاسانه هم چاشنی می شود و مخاطب گاها به ابهامی از حالت اشیا نیز برخورد می کند ، مثال بارز آن: انتزاعی از دستگیره پنجره در پشت پرده (حدس).

lakke|لکه : فاطمه انتظار|
tamame in modat|تمام این مدت : فاطمه انتظار|
hads|حدس: فاطمه انتظار|

سپس محیط آرام آرام شکل و شمایلِ آرامش را از دست می دهد و ما شاهد سایه های کشیده و وهم آلوده بر دیوار (همین جا) و یا اتفاقی مثل پاره شدن پرده ی توری ( آن سو) هستیم، حتی کمی شدیدتر روایتِ پرکنتراست مربوط به همنشینی مهتابی و دیوار (مهتاب). اما در طول تمام این پراکندگی آن سکوت مرموز همچنان جاریست و حتی در فریم هایی با کنتراست بالا منجر به صوت نمی شود .

hamin ja|همین جا: فاطمه انتظار|
mahtab|مهتاب: فاطمه انتظار|

در چنین عکس هایی، علاوه بر تاثیر پذیری نگاه عکاس نسبت به فرم ها و اشکال پیرامون و کمینه گرایی(در تعدادی از عکس ها)، گزینش هوشمندانه ای که او در انتخاب سوژه هایش به خرج داده را می توان از جمله ویژگیهایی دانست که در سیر کلی، توانسته آن روندِ سادگیِ معاصر بودن را حفظ نماید.
در مواجهه با مولفه های موجود در عکس ها، بدون شک به فضاهای شاعرانه ای بر خورد می نماییم که بیگانه با ذات عکاس نیستند، در محافل شعر و ادبیات معاصر، بر این تاکید می گردد، آنگاه که از واژه های مدرن و امروزی استفاده می نماییم برای پیوستگی شعر از به کار بردن ضمایر و حروف اضافه به شیوه های گذشته خودداری نماییم، از آنجا که امروزه شعر و عکس توانسته اند رابطه ی تنگاتنگی را با هم برقرار کنند، این مهم در مجموعه ی عکس های یک عکاس می تواند تاثیر به سزایی داشته باشد، هرچند شاید پارادوکسها نیز حاوی پیامی باشند که امکان صرفنظر از آن وجود نداشته باشد.
در میان این عکس ها به طور نسبی آن پیوستگی وجود دارد و در کلیت آنها، شاید یک یا دو عکس وجود دارد که اندکی بر مرز و لبه ی این قاعده قرار گرفته ست و شاید نشود سنخیتی نسبت به عناصر عکس های دیگر و آنها در نظر گرفت.

bar chasb|بر چسب: فاطمه انتظار|

در حقیقت این عکس ها، سادگی صحنه هاییست که هر چند مخاطب را دعوت به کشف ، جستجو و کنکاش می نماید، اما در نهایت سکوت و سکون و چیستی را همراه او می سازد به انضمامِ اینکه: چه حرفی جا مانده بود؟! این پرسش همان چیزیست که نگاه ما را به پیرامون دقیق تر می سازد، پرسشی که شاید خود مسبب ثبت این عکس ها بوده ست.
بابک احمدی در گفتگویی در باب زیبایی شناسی می گوید: 
امر واقع پیش روی ماست و بدنش را حس می‌کنیم و می‌فهمیم، تا اینجا واقعیت ناروشن نیست. آنچه ناروشنی واقعیت به نظر می‌آید، معنای امر واقع است. هنر به همین منش مرموز امر واقع پیوند می‌خورد. در اصل از آن زاده می‌شود. هنر پاسخی به معنای جهان نیست. پرسشی تازه از آن است.

3 thoughts on “[وبلاگ] شاید حرفی جا مانده باشد

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *